مخصوص شبهای قدر    التماس دعا

من از طغیان عشق شنیده بودم و قدرت معجزه آسای عشق را می دانم . چیزی که در این شب مهم است وجود من است که روح می شود ، آتشفشان می شود و می خواهد همچون نور از زمین خاکی جداشده و به کهکشان پرواز کند . شب قدر من شبی است که سلولهای وجودم در آنش عشق ، تغییر ماهییت می دهند و من چیزی جز عشق به خدا نخواهم بود . دل من کعبه عالم می شود ، می سوزد و نور میدهد ووحی الهی بر آن نازل میشود که تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم . وبه این ترتیب دل من مقدس ترین پرستشگاه خدا می گردد . نوری که در این شب مقدس بر قلبم می تابد ، بر زبانم جاری می شود و به صورت اشک بر رخسارم می چکد . عزیزان بیائید در خانه خدا برویم و زانو بزنیم . در لحظه ای که چراغها خاموش می شوند ، نور مجلس فقط وفقط نور خداست کافیست قرآنها را باز کنیم و روی سر بگذاریم و از خداوند طلب عفو و آمرزش کنیم .

شب ضربت خوردن مولای مومنان بر دوستان تسلیت

بر قلب زينب ابر غم مي‏بارد امشب سوز دلش بوي مدينه دارد امشب زينب ز ابر ديده مي‏بارد ستاره دارد به پيشاني بابايش نظاره آرام بهرش سفره افطار چيند در چشم او رخساره مادر بيند اين عالمه غير معلم بي قرار است آگه شده باباي او چشم انتظار است آرامش او كرده زينب را پريشان گويد پدر اينگونه قلبم را ملرزان اي كاش من در كوچه سيلي خورده بودم اينجا نبودم در مدينه مرده بودم اي كوچه‏هاي كوفه از غربت بميريد بوسه ز پاي رهبري مظلوم گيريد اي خاك نخلستان ز رويش توشه بردار خود را به زير پاي او آرام بگذار مرغان عاشق راه مولا را بگيريد او بي كس است امشب شما بهرش بميريد امشب علي مات جمالي لاله گون است ذكر لبش »انا اليه راجعون« است خانه نشين داغ زهراي نجيب است دلخسته از نامردي شهري غريب است محراب را چون پشت در گلگون نمايد بر شهر خونين ،او سر غربت بسايد بهر علي هنگامه پرواز گرديد تا كه زپا افتاد ، دستش باز گرديد