میلاد مبارک
سرخوش آن دل از آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید شاید
پرده از چهره گشاید شاید
فرا رسیدن میلاذخیره الهی مهدی صاحب الزمان
بر شما عزیزان مبارک
سرخوش آن دل از آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید شاید
پرده از چهره گشاید شاید
فرا رسیدن میلاذخیره الهی مهدی صاحب الزمان
بر شما عزیزان مبارک
روز و شبم پر گشته از تردید ، برگرد
....
....
هم شنبه ها ، هم جمعه ها در انتظارند
ای اولین! ای آخرین امید ! برگرد
منتظران را به لب آمد نفس
اي شه خوبان تو به فرياد رس
ما همه موريم سليمان تو باش
ما همه جسميم بيا جان تو باش
من از آن باغ معلا که برفت از يادت
من از اين چاه و از آن دلو و رسن می گویم
*دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت
من از این مزبله و زاغ و زغن می گویم
*من ملک بودم و فردوس برین جایم بود
من از آن جنت و آن دشت و دمن می گویم
من کجا شعر کجا؛ قصه بیهوده مخوان
او بفرمود که برگو ؛نه که من می گویم
*زان سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
ای عزیزان من ازآن سرو چمن می گویم
مرغ جان گرچه ز انکار خسان خاموش است
چون به تنگ آمده از حبس بدن می گویم
چون نیستان مرا دید به آتش زد و رفت
من از آن صوفی پشمینه به تن می گویم
« نکته هاهست بسی محرم اسرارکجاست»
یوسفی هست به چه ، لیک خریدارکجاست
با من خاک نشین ، لاف کرامات مزن
در چنین شبکده ای صاحب دیدار کجاست
تو اسیر هوس و جبه و دستار خودی
آنکه بر خاک زند جبه و دستار کجاست
ای تو شمس العرفا طالب دیدار منم
وه که حیران شده ام خاک ره یار کجاست
صد هزاران چو منی واله آن میکده اند
کیست تا فاش کند خانه خمار کجاست
من چه بی برگ و نوایم به کویری مانم
سبزه و باغ و گل و گلبن ستار کجاست
خسته و بسته منم ، رسته و وارسته تویی
آنکه تیمار کند مرغ گرفتار کجاست
گفتمش قسمت من زآن همه بسیار چه بود
گفت در خوان کرم اندک و بسیار کجاست
هست در شهر بسی مرده بیدار ولی
عاشق زنده دل و زنده هشیار کجاست
تنهاصبر زياد نتايج خوبي به بار مي آورد،
هفت بار كه افتادي براي هشتمين باربرخيز،
به خدا نگو چه مشكلات بزرگي داري،
به مشكلاتت بگو چه خداي بزرگي داري....
به سر زلف نگاری هرگز
تا نگارم برسد از در و
من شاد شوم


مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید
اگر تو دیر بیایی تباه خواهم شد
اسیر پنجه زشت گناه خواهم شد
بسوی ساقه گندم روانه می گردم
دچار کهنه ترین اشتباه خواهم شد
میان جاده اسیر گرگ می گردم
رفیق و همسفر نیمه راه خواهم شد
به کاروان ظهور تو دل نمی بندم
همیشه معتکف عمق چاه خواهم شد
برای دیدن تو نذر می کنم زین پس
مقیم گودی آن قتلگاه خواهم شد
دل من قاصدک است
کوچک و ساده و بی باک و لطيف
نفس گرم تو هم رويايی است
که دل تنگ مرا
آشنای سفری دور کند!
بچه که بودم فقط بلد بودم تا 10 بشمارم.نهایت هرچیزی همین10تا بود.مامان و بابا رو 10تا دوست داشتم.خاله و دایی و عمو و...10 تا دوست داشتم وعروسک وبستنی و....که میخواستم 10تا میخواستم.وخلاصه ته دنیا همین 10تا بودواین10تا خیلی قشنگ بود.ولی حالا نمیدونم ته دنیا چقدره؟نهایت دوست داشتن چندتاست؟
اما میخوام بگم که، یا مهدی (عج)،دوستت دارم وچشم براه اومدنت هستم....میدونی چقدر؟به اندازه ی همون 10 تای بچگی....
انشالله که به همین زودی اون منجی بزرگ بیاد و به انتظار همه ی منتظرانش پایان بده وشاهد جهانی پراز عدل وداد باشیم...
10تا موفق وسلامت باشین...
![]()
![]()
![]()
آغاز امامت اباصالح المهدی(عج) را به تمام زیبا اندیشان تبریک می گویم
انشاء الله قبل از مرگمان حکومت این منجی را درک کنیم
![]()
![]()
![]()
آن سفر کرده که صد قافله دل هم ره اوست![]()
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

و تماشای تو زیباست اگر بگذارند
من ز اظهار نظرهای دلم فهمیدم
دوستی هم فقط از ماست اگر بگذارند