مناجات

یا مقلب قلب ما در دست توست...

یا محول حال ما سرمست توست...

کن تو تدبیری که در لیل ونهار ...

حال قلب ما شود همچون بهار...

عیدتون مبارک...

استخاره گرفتن از قرآن به نقل از امام علی(ع)

 
شيوه استخاره گرفتن با قرآن

از امير المومنين علي (ع) نقل شده كه :

اگر كسي بخواهد با قرآن كريم استخاره بگيرد بايد ابتدا سوره حمد وتوحيد هركدام سه بار بخواند وبعد چنين بگويد :
پروردگارا بدرستيكه من برتو توكل كردم وبوسيله قرآن كريم استخاره مي گيرم پس نشانم بده به آنچه كه نوشته شده در اسرار و نهانيهاي نهفته شده ات  و در اسرار غيبي و مخفي ات اي كسيكه داراي عظمت وبزرگي و كرامت وبخشندگي هستي .
سپس نيت كرده بعد قرآن را باز كرده هفت برگ بزند بعد از بالاي برگ هفتم شروع به شمردن سطرها كند به سطر هفتم كه رسيد اولين حرف از اولين كلمه سطر هفتم را نگاه كند .



چنانچه (الف) بود در آن كار خير وشادي وامنيت وموفقيت است .
چنانچه (ب) بود بدرستيكه منافعغ وسود زيادذي خواهد ديد وامنيت پيدا مي كند از آنچه او از آن مي ترسد .
چناچه (ت) بود او در معصيت وگناه مي افتد وبايد پرهيز كند از آن كار.
چنانچه (ث) بود خوشبختي دنيا وآخرت نصيب وي مي گردد.
چنانچه (ج) بود پس در كاري كه قصد كرده در آن منافع وسود فراواني مي باشد .
چنانچه (ح) بود خداوند روزي حلال وپاكي نصيب وي مي گرداند از آنجائيكه او پيش بيني آنرا نكرده .
چناچه (خ) بود بدرستي دلالت مي كند براينكه اين عمل غير صالح است ونبايد قصد كند برآن .
چناچه (د) بود پس مدا دوي حاصل مي شود وبه سعادت وخوشبختي مي رسد .
چناچه (ذ) آمد دشمنان را مقهور وناراحت خواهد كرد.
چناچه (ر) آمد پس او برقوم خود نصرت وبرتري مي يابد .
چنانچه (ز) بود پس او بر خصومت ودشمني وترس وتنفر مي افتد .
چنانچه (س) باشد خداوند خوشبختي وخير رانصيب او مي گرداند .
چنانچه (ش) باشدپس بايد برايش از طرف دشمنان ترسيد .
چنانچه (ص) بود او در شدت وناراحتي مي افتد وبايد صدقه بدهد وعجله كند .
چنانچه (ض) باشد پس او داراي مال وخير مي شود./
چنانچه (ط) آمد دردنيا و آخرت موفقيت نصيبش مي گردد.
چنانچه (ظ) آمد درآن كار رازي كه پنهان است آشكار مي گردد.
چنانچه (ع) آمد پس كمك خواهد كمك خواهد شد بركارش وموفق مي شود .
چنانچه (غ) بود در كاري مي افتد كه بايد برايش ترسي از آن كار وبايد صدقه بدهد .
چنانچه (ف) بود خداوند بزرگ حاجتش را برآورده مي كند و همچنين وسالش رابعد از دوري وفراق
چنانچه (ق) آمد پس او خوشبخت ومورد قبول بندگان خدا مي باشد .
چنانچه (ك) باشد درخصومت ودشمني مي افتد پس بايد صدقه بدهد.
چنانچه (ل) باشد پس او حاجتش برآورده مي شود ودشمنان رامقهور مي كند .
چنانچه (م ) باشد پس حتماً بايد دوري كند از آن كارزيرا كه موجب پشيماني وي خواهد شد .
چنالنچه (ن) آمد انجام آن كار خوب است .
چنانچه (و) آمد مال وثروت نصيب او مي شود وبه هيچكس محتاج نمي شود.
چنانچه (ه)امد دركارش توقف وتاخير ايجاد مي شود ولي عاقبت كارش به خير وخوبي مي انجامد .
چنانچه (ي) بود مژده خوبي به وي داده مي شود .

خدای من!
کوله بارم اگرچه از توشه راه، تهی است، انباشته از توکل که هست!
اگرچه از پنجه های وحوش گناهانم بر چهره ام خون ترس نشسته است.
اگرچه دستم از آنچه کرده است می لرزد و اگرچه موریانه های بیم ،
استواری پاهایم را سست کرده است،
دلم امیدوار رحمت توست و خاطرم جمع لطف تو
اگرچه خزه گناهانم مرداب دلم را هر لحظه به عفونت عذاب نزدیک می کند،
آفتاب اطمینان به تو هنوز در آسمان وجودم می درخشد.
اگر خواب سرد زمستانی گناه، دلم را به انجماد کشیده است،
نسیم بهاری اعتماد به لطف تو در آوندهای دلم هیجان تازه آفریده است.
اگر دانه وجودم در زیر خاکهای غفلت و نسیان،
در اشتیاق دیدار خورشید تو، شکفتن را از یاد برده است

باز برای صاحب همه مهربانی ها

سلام محبوب من
چقدر تو صبح را قشنگ شروع میکنی
صدای خروس وکلاغ را که میپیچانی درهم ونسیم را که میوزانی بینشان،
آدم حالی به حالی میشود
هیچ دلبری نمیتواند مثل تو،همین اول صبحی، دل آدم را اینطور ببرد
خورشید هم ناز میکند مثل خودت،
سلانه سلانه قد میکشد از پشت تمام دورها،
و چقدر نزدیک میشود،
آنقدر که دست میکشد بر سروصورت آدم وداغش میکند با سر پنجه هایش،
تو هم دست میکشی بر دل آدم،
وعاشقش میکنی
معشوق صبور من
میفهمم که شب ها وقتی غرق میشوم توی خواب،می آیی به پیشم
دستت را حس میکنم که روی پیشانی ام دانه های شبنم میکارد
رد بوسه ات میسوزاند لبم را تا صبح
مثل آتش، داغی ومثل آب، شفاف
اگر تو نبودی، تو ، معنی نداشت
تو ،تمام توی منی
معبود من
اگر دیدی روزی کسی در کنارم بود،خودت میدانی ومیفهمی که به یقین ،
تکه ای از تو را با خودش داشت که
رهایش نکردم،
مگر نه اینکه تو در زیبایی هایی
گل را اگر ببویم لذتم از بوی توست...
مطلوب من
مرا پر کن از یاد خودت
نکند یادت برود،
من اگر یادم برود، تقصیر توست که یادم نمی اندازی که سخت نیازمند توام
تو باید مرا بارور کنی،از تمام خواستن هایم
تو خیلی خوبی
برای کسی که دوستت دارد
و برای کسی که یادش رفته دوستت دارد

بار الها

دستان ندامتمان

 را به سوی تو دراز می کنیم.

 هرچند این ندیم قدیم (ندامت)

 بهانه یی بیش نبوده است.

 هم خطاپوشی، هم عفوپذیر

 و این لطف کریمانه و کبریایی توست.

 پس چگونه می توان «آن شد» که

 «تو» می پسندی و چگونه می توان دشواریهای

 زندگانی را آسان نمود تا آنسان تو را دریافت.
الهی!

 تفضلی فرما

تا بر بی مقداری خود؛ واقف گردیم.

پروردگارا

 بر محمد و آل او درود فرست‏

و امورى را که اهتمام به آنها مشغولم مى‏کند کفایت فرما و مرا بکارى که فرداى قیامت از من درخواست مى‏کنى وادار کن و در ایام عمرم فراغتى بخش تا بکارى که براى آنم آفریده‏اى بپردازم‏

و بى نیازم کن و به من روزى وسیع عطا فرما و عزت ببخش و گرفتار فکر و خود پسندى نکن‏

و به عبادت خالص مشغولم دار و عبادتم را با عجب و غرور باطل نکن‏

و کارهاى خیر براى مردم را بدست من اجراء کن و کار خیرم را با منت گذاردن ضایع و نابود نکن، و مرا به بالاترین زیورها و ارزش‏هاى اخلاق، آراسته کن. و مرا از فخر مصون دار.

آمین

خدایا

خدایا مرا در چنگ عشق آسمانیت در آوَر تا معنای زندگانی ام را

در میعاد گاه پروردگاریت بیابم.

خدای من !! واژه ی عشق , اشک های طوفان زده ام را به اسارت

حنجره ام در آورده است

و تنها تمنای شعرهایم نوازش نسیم توست .

من تسلیم چشمان توآم .

و اشک هایم در میان دامن شب همانند مَه صبحگاهی

خلاء لحظه های بی قراریم را پر کرده است و من اینک بر سجده گاه

 عارفانه ام نشسته ام تا آدای بندگی کنم و قاب عکس مهربانیت

را سپاس گویم .

     آمین

خدایا

خدایا !! به چشمانت بگو نگاهم کنند تا من , من ِ منتظر

بتوانم ملودی عبودیت تو را بر ذره ذره ی وجودم بنوازم .

 خدایا نیازمند نگاهت نیازمند چهره ی آ فریدگاریت

هستم و التماست میکنم کوچکی ام را دریاب و از طومار گناهانم در گذر

که من ِ خاکی به بخشندگیت و مدارایت نیازمندم .

پرورودگارا :

كمكم كن تا ايمان ، نان و نام برايم نياورد

قوتم بخش تا نان و حتي نامم را در خطر ايمانم افكنم

 

ای مهربان پروردگارم

 

تنها توئی تنها توئی در خلوت تنهائيم

              تنها تو ميخواهی مرا با اينهمه رسوائيم

 

ای نیازمندان

مگشا دست نیازت به عطای دگران

دل به من بسته و بگسسته ز اغیار بیا

فرصت از دست مده ، می گذرد این لحظات

منشین غافل و بی حاصل و بیکار بیا

دعا

ای نا خدای کشتی بی بادبان حسین(ع)

ای رهنمای جمله پیام آوران حسین(ع)

ما ساکنان ، کشتی شکسته گرفتار موج

این کشتی شکسته به سامان رسان حسین(ع)

دعا

ای بار خدا به حق هستی

شش چیز به ما فرو فرستی

ایمان و امید و تندرستی

علم و عمل و  فراخ دستی

دعا

الهی آتش عشقم فزون ساز

مرا آتش کن و در عالم انداز

الهی ذره ای آگاهی ام بخش

رهم بنما و بر گمراهیم بخش

ز دانش گوهر پاکم بر افروز

چراغ چشم ادراکم برافروز

دعا

الهی آتش عشقم فزون ساز

مرا آتش کن و در عالم انداز

الهی ذره ای آگاهی ام بخش

رهم بنما و بر گمراهی ام بخش

ز دانش گوهر پاکم بر افروز

چراغ چشم ادراکم بر افروز