مناجات
یا مقلب قلب ما در دست توست...
یا محول حال ما سرمست توست...
کن تو تدبیری که در لیل ونهار ...
حال قلب ما شود همچون بهار...
عیدتون مبارک...
یا مقلب قلب ما در دست توست...
یا محول حال ما سرمست توست...
کن تو تدبیری که در لیل ونهار ...
حال قلب ما شود همچون بهار...
عیدتون مبارک...
دستان ندامتمان
را به سوی تو دراز می کنیم.
هرچند این ندیم قدیم (ندامت)
بهانه یی بیش نبوده است.
هم خطاپوشی، هم عفوپذیر
و این لطف کریمانه و کبریایی توست.
پس چگونه می توان «آن شد» که
«تو» می پسندی و چگونه می توان دشواریهای
زندگانی را آسان نمود تا آنسان تو را دریافت.
الهی!
تفضلی فرما
تا بر بی مقداری خود؛ واقف گردیم.

بر محمد و آل او درود فرست
و امورى را که اهتمام به آنها مشغولم مىکند کفایت فرما و مرا بکارى که فرداى قیامت از من درخواست مىکنى وادار کن و در ایام عمرم فراغتى بخش تا بکارى که براى آنم آفریدهاى بپردازم
و بى نیازم کن و به من روزى وسیع عطا فرما و عزت ببخش و گرفتار فکر و خود پسندى نکن
و به عبادت خالص مشغولم دار و عبادتم را با عجب و غرور باطل نکن
و کارهاى خیر براى مردم را بدست من اجراء کن و کار خیرم را با منت گذاردن ضایع و نابود نکن، و مرا به بالاترین زیورها و ارزشهاى اخلاق، آراسته کن. و مرا از فخر مصون دار.
آمین
در میعاد گاه پروردگاریت بیابم.
خدای من !! واژه ی عشق , اشک های طوفان زده ام را به اسارت
حنجره ام در آورده است
و تنها تمنای شعرهایم نوازش نسیم توست .
من تسلیم چشمان توآم .
و اشک هایم در میان دامن شب همانند مَه صبحگاهی
خلاء لحظه های بی قراریم را پر کرده است و من اینک بر سجده گاه
عارفانه ام نشسته ام تا آدای بندگی کنم و قاب عکس مهربانیت
را سپاس گویم .
آمین
بتوانم ملودی عبودیت تو را بر ذره ذره ی وجودم بنوازم .
خدایا نیازمند نگاهت نیازمند چهره ی آ فریدگاریت
هستم و التماست میکنم کوچکی ام را دریاب و از طومار گناهانم در گذر
که من ِ خاکی به بخشندگیت و مدارایت نیازمندم .
قوتم بخش تا نان و حتي نامم را در خطر ايمانم افكنم
تنها توئی تنها توئی در خلوت تنهائيم
تنها تو ميخواهی مرا با اينهمه رسوائيم

مگشا دست نیازت به عطای دگران
دل به من بسته و بگسسته ز اغیار بیا
فرصت از دست مده ، می گذرد این لحظات
منشین غافل و بی حاصل و بیکار بیا

ای رهنمای جمله پیام آوران حسین(ع)
ما ساکنان ، کشتی شکسته گرفتار موج
این کشتی شکسته به سامان رسان حسین(ع)
شش چیز به ما فرو فرستی
ایمان و امید و تندرستی
علم و عمل و فراخ دستی
مرا آتش کن و در عالم انداز
الهی ذره ای آگاهی ام بخش
رهم بنما و بر گمراهیم بخش
ز دانش گوهر پاکم بر افروز
چراغ چشم ادراکم برافروز